از افطار گذشته اما از استقلاليها خبر نيست. قريب و ايرواني به جامانده از نسلهاي قبل مديريت در استقلال بدون حضور ميزبانها روزه را باز كردند. آنها سوژه جذابي براي عكاسها نيستند تا بالاخره صاحبان مجلس از راه ميرسند. واعظي آشتياني به نشانه احترام جلوي در منتظر زريبافان و دانشجو مانده. انصاري هم آنها را همراهي ميكند. آنها خيلي زود از محل استقرارشان ميز قريب و ايرواني را رصد ميكنند و بالاخره جمع مديران آبي دور يك ميز جمع ميشود. سالن تنها متعلق به استقلاليها نيست مشتري ميزهاي ديگر با تعجب به مردان صاحبنام ميز مجاور نگاه ميكند و شايد كمتر كسي از آنها دليل اين گردهمايي را بداند.
شوخيهاي مردان ديپلماتيك و ورزشي هم در نوع خودش جالب است. واعظي رو به ديگران به دانشجو اشاره ميكند و ميگويد: «ايشان رييس هيات مديره هستند من از اين ميترسم.»
اميدوار رضايي و ديگران ريز ميخندند. از فتحا...زاده خبري نيست. نبايد هم باشد حكمش را زدند زير بغلش و ردش كردند رفت. چه توقعي ميتوان از او داشت كه با اين سبك از بركناري شاد و شنگول در جلسه توديع خود شركت كند.
» ادامه