نسخه شماره 743 - 1387/06/04 -  |
| بحراني بنام لباس |
|
|
نويسنده : م.رفيق شفيق |
هر چند پيگيريهاي خبرنگار گل تا لحظه نگارش اين گزارش براي استخراج هزينه ثبت شده در تهيه البسه ورزشكاران ملي از دفاتر مخارج كاروان ايران به نتيجهاي نرسيد اما نميتوان رسوايي نمايش لباسهاي بيكيفيت و فاقد كميت لازم براندام ورزشكاران نخبه ايران را حتي با توجيه قيمت پايين آنها هضم كرد. به گفته علي كفاشيان هشت ميليارد و به گفته محمد عليآبادي حدود 30 ميليارد تومان صرف آمادهسازي، تداركات و حضور كاروان 55 نفره ايران در المپيك شده است. اگر جمع نفرات مذكور را با احتساب كادرفني، مديران و حتي اطرافيان غيررسمي به 200 نفر هم افزايش دهيم، با يك حساب سرانگشتي كل بودجه مورد نياز براي خريد بهترين مارك پوشاك ورزشي به ميزان اين تعداد چه رقمي خواهد بود؟ در اين گزارش مطالبي خواهيد خواند كه وجود كوچكترين تدبير نزد مسوولان كاروان ورزشي ايران را با ترديد مواجه خواهد كرد. *** لباس، ظاهريترين عنصر شخصيتي هر انسان است كه در نگاه اول، اطلاعاتي از كلاس فردي براي اطرافيان بازگو ميكند. لباس، دم دستترين ابزار شناسايي كلي ديگران از خود است و اگر بپذيريم در ميداني چون المپيك فرصت معرفي كامل خود و افتخاراتمان را براي هزاران ورزشكار ديگر به دست نخواهيم آورد، ارزش و اهميت لباس فاخر را در زيستگاهي موقت چون دهكده المپيك درك ميكنيم چرا كه پوشاك و ظاهر ما زبان گوياي شخصيت و شان ايرانيان ميشود. ملل مختلف در نمايشگاه المپيك از كوچكترين فرصتها براي معرفي توان، شان و اصالت خود بهره ميگيرند و چنين است كه ورزشكاران كشورهايي چون افغانستان، پاكستان و يمن نيز با توليدات بهترين ماركهاي ورزشي جهان (آديداس، نايك و پوما) گام به دهكده پكن گذاشتند اما شواهد ميگويد لباس قهرمانان ارزنده ملت ايران در المپيك پكن (به جز كت و شلوارهاي افتتاحيه) مايه شرم و آبروريزي ما شد. پاك شدن لوگوي كميته المپيك ايران زير بارش باران از كيفيت لباس ورزشكاران المپيكي ايران شروع ميكنيم. به هر ورزشكار ايراني دو دست تيشرت براي پوشيدن در رستوران، محوطه دهكده و هر مكان عمومي ديگر داده شد كه جنس، طراحي، رنگ و مد آنها به هيچ وجه مورد پسند و علاقه ورزشكاران ايراني نبود و تنها به خاطر اهميت متحدالشكل بودن و تردد با لباس منقش به پرچم مقدس ايران استفاده ميشد. اين البسه بدون كوچكترين توجهي به آب و هواي شرجي پكن و گرماي آزاردهنده آن انتخاب شده بود و به تاييد چند ورزشكار المپيكي ما چندش آور بود. دو دست جوراب ضخيم نيز به هر ورزشكار و يا هر عضو ديگر كاروان ايران داده شد كه عملا قابل استفاده در آب و هواي متفاوت پكن نبود و بيشتر به جورابهاي زمستانه شباهت داشت. فارغ از همه اين موارد پس از سه، چهار روز نخست المپيك به دليل تعريق زياد بدن استفاده كنندگان، شورهزدگي در قسمتهاي آستين مشهود بود و بعضا بوي مشمئزكنندهاي هم از آن به مشام ميرسيد كه در محافل عمومي چون رستوران بزرگ دهكده كه در هر روز پذيراي 1600 ورزشكار از ملل مختلف بود، جلوه بدي از ايرانيان بروز ميداد. همه اينها به كنار، آرم رنگي حك شده روي تيشرتها و گرمكنها در اثر بارانهاي شديد پكن، پس از چند روز كمكم محو شد و حتي موجب خنده خدمه چيني ميشد. 4 دست لباس براي دو هفته درست است كه بسياري از ورزشكاران ايراني از روز نخست المپيك در دهكده حاضر نبودند يا اينكه برخي زودتر از بقيه به تهران برگشتند اما قابل كتمان نيست كه برنامهريزي البسه ورزشكاران بايد متناسب با مدت المپيك باشد. در اينجا موضوع كميت لباس ورزشكاران پيش ميآيد كه خود پرونده مفصلي است. پيش از تشريح وضعيت ورزشكاران ايراني بد نيست دو نمونه از كاروان كشورهاي فرانسه و ازبكستان بياوريم. ازبكها به هر ورزشكار 12 دست لباس ست كامل ورزشي اهدا كردند و از آنها خواستند در پايان هر روز آنها را دور بريزند. اين البسه يك بار مصرف با آرم معروف يك شركت فرانسوي بود و ارزش هر كدام حدود 70 دلار بود. كاروان ورزش فرانسه نيز به ازاي هر روز يك دست لباس آديداس در دو رنگ به آنها واگذار كرد و هر شب از سوي مسوول كل كاروان رنگ روز آينده اعلام ميشد. اين لباسها نازك و داراي منافذ براي رفت و آمد هوا در زير پوشاك بود و مانع عرق كردن بيش از حد ورزشكاران فرانسوي ميشد. اما ورزشكاران ايران ميبايد هر شب لباسهاي خود را شخصا شسته و براي خشك كردن آن تلاش ميكردند. در هواي شرجي پكن اين لباسها براي خشك شدن كامل 48 ساعت وقت ميخواستند كه با توجه به وجود تنها دو دست لباس ورزشي، معضلي به نام بيلباسي هم پيش ميآمد. مضحكتر از همه آنها اين بود كه ورزشكاران برخي فدراسيونهاي ايران از روز پنجم و ششم تصميم گرفتند لباسهاي گرانقيمت شخصي خود را بپوشند يا از بازار البسه دهكده، لباسي آبرومند خريداري كنند تا در چشم ورزشكاران ديگر كشورها خار و كوچك جلوه نكنند. تحويل كت و شلوار؛ 3 روز قبل از سفر! خريد كت و شلوار زيبا و سبز و سفيد رنگ كاروان ايران در مراسم افتتاحيه المپيك شايد تنها نقطه مثبت و قابل تقدير مديران كميته ملي المپيك در پكن 2008 باشد. اين كت و شلوار از يك كمپاني معروف داخلي خريداري شد اما جالب است بدانيد تا سه روز پيش از اعزام كاروان اين لباسها براي اندازهگيري (پرو) به صاحبانش تحويل نشده بود. بسياري از ورزشكاران كه اندام بلند يا هيكل برجستهاي داشتند نگران اين موضوع بودند كه كت و شلوار به قواره آنها نباشد و مجبور به عمليات خياطي شوند. همين موضوع خود فشار رواني كوچكي بر اعصاب تحريك شده ورزشكاران ايران وارد كرد. همه اينها در حاليست كه لباس مذكور تنها براي چند ساعت مراسم افتتاحيه خريداري شده بود و يقينا پس از آن تا پايان عمرشان هم ديگر به كارشان نخواهد آمد. شايد بهتر بود دوخت و دوز اين كت و شلوارهاي درجه يك به يك كمپاني ارزانتر سپرده ميشد و ما به التفاوت ارزي آن نيز صرف تكميل لباس راحتي ورزشكاران كشورمان در المپيك ميشد. به گفته برخي منابع موثق و تاييد چند مدير در سازمان تربيت بدني اين كت و شلوار به رغم رنگآميزي زيبا، فاقد كيفيت حداقلي بود و حتي پس از يك بار شستوشو در خشكشويي نيز غيرقابل استفاده ميشد چرا كه از فرم اوليه ميافتاد. براي چنين كت و شلواري بها بسيار سنگين و گزافي از جيب بيتالمال هزينه شد كه خود نكتهاي براي پيگيري نهادهاي نظارتي است.
|
|
|
|
|