يعني حالا بايد دلمان بسوزد؟ حريف امروز استقلال ساليانه 15ميليون تومان بودجه دارد. بعضي بازيكنانش تا به حال ورزشگاه آزادي را از نزديك نديدهاند. هفته قبل در جام باشگاههاي استان اردبيل، چهار بر يك به تيم آلوارس باختهاند و آلوارس نام يك روستا، اطراف اردبيل است. براي بازيهاي خارج از خانه تحت حمايت مالي خاصي قرار ندارند و براي بازي با استقلال با كمك مسوولان لباس و ساق جديد خريدهاند! اين مشخصات ظاهري حريفي است كه ميخواهد مقابل يكي از قدرتهاي فوتبال ايران بازي كند! حالا چه ميگوييد؟ حالا بايد دلمان بسوزد؟نه! به حال تيم ذرتكاران پارس آباد دشت مغان نه! آنها ميآيند و صادقانه آنچه در توان دارند اجرا ميكنند. دلمان به حال مسوولاني ميسوزد كه هيچگاه اهميت ورزش اجتماعي مانند فوتبال را درك نميكنند و باشگاههاي خود را مورد حمايتي در حد صفر قرار ميدهند.امروز و مقابل چشمانمان تيمي را ميبينيم كه نمايانگر بخش بزرگي از فوتبال كل ايران در سطح غير ويتريني آن يعني ليگ دو، ليگ سه و ليگهاي استاني است. صدها ذرتكاران در كشور وجود دارند كه با شرايط اسفبار به زندگي خود ادامه ميدهند و ما... ما هيچ! ما نگاه! و ما به حرف برهاني فكر ميكنيم كه گفته؛ «ذرتكاران را شكست ميدهيم تا با هواداران آشتي كنيم!» ستارههاي صدها ميليوني گمان ميكنند راز آشتي با هوادارانشان، شكست دادن تيمي است كه غذا براي خوردن، توپ براي تمرين كردن و زمين براي دويدن ندارد. نه! دلمان براي تيم ذرتكاران نميسوزد كه آنها بدون هيچ پشتوانه مالي و رسانهاي، فوتبال را فقط براي فوتبال بازي ميكنند. براي دويدن و هيجان و داد زدن. دلسوزي خود را تقديم تمام ستارههاي سوپر ميلياردي فوتبال ايران ميكنيم كه بايد يك تريلي اجاره كرد تا اسمشان را اين طرف و آن طرف بكشيم.امروز فرصت فوقالعادهاي پيش رويمان است. فرقي نميكند ذرتكاران چند گل بخورد. آنها آنقدر شجاع هستند كه با هيچ به ميدان بيايند و آنطور كه بلد شدهاند بجنگند. حتما گاهي كاملا محلي بازي خواهند كرد ولي هر كه به آنها بخندد، قابل ترحمترين عنصر مرتبط با فوتبال است. چرا كه هيچگاه نتوانسته شجاعت را درك كند. براي آنها نيز تبديل به دلسوزي مطلق ميشويم و ميگذاريم تا در دنياي پر دبدبه و كبكبه خودشان به زندگي ادامه دهند.دلمان هرگز براي بازيكناني كه با كمترين امكانات به مصاف استقلال خواهند آمد نخواهد سوخت. آنها به درك مناسبي از لذت بردن از فوتبال رسيدهاند، اما تمام سيستمي كه منتهي به «حيات اينگونه» تيمها ميشود بايد مورد ترحم قرار گيرد. ترحمي از سر ندانستن و ناآگاهي. استعدادها به همين راحتي ميروند و ميميرند و كسي هم فاتحهاي نميخواند.