جستجو صفحه اصلی
نسخه شماره 947 - 1388/02/31 -

 تباني در تاريخ شفاهي فوتبال ايران
 لكه سياهي به پهناي تاريخ 
نويسنده : مهدي حدادپور



مي‌گويند؛ بنويس شايعه، ننويس تباني چون بار حقوقي دارد، چون برخلاف آن سال‌هاي دور قانون، ضمانت اجرا دارد. پرونده‌هاي قضايي (البته در فوتبال) را نمي‌پيچاندند تا براساس مثل معروف « از اين ستون به آن ستون فرج است» راه‌حلي براي ماست مالي پيدا كنند، بنابراين همه تباني‌ها اثبات شده بود و هيچ شايعه‌اي فقط در حد حرف مطرح نمي‌شد! اينگونه كه همه خاطيان، گناه خود را انكار مي‌كنند انگار در پاك‌ترين فوتبال دنيا نفس مي‌كشيم اما حقيقتا چنين است؟ از 70 سال قبل فوتبال ما تباني‌هاي بسيار به چشم ديده است و يا حداقل شايعه آن وجود داشته است و اكثر تباني‌ها به نفع تيم‌هايي بود كه نزديك به بدنه دولت و حكومت بودند. در 30 سال بعد از انقلاب، تباني‌ها ديگر مربوط به جريان‌هاي دولتي يا حكومتي نبود، بلكه اشخاص آن را به راه مي‌انداختند. در فوتبالي كه تنها در يك مقطع، چهار فرزند شاه اول پهلوي فوتبال در آن بازي مي‌كردند معلوم بود كه هيچ‌كس حاضر نمي‌شد سوت منصفانه بزند!
مگر كسي جرات داشت؟ مرحوم عباس تنيده‌گر (1371 - 1290) معروف به عباس سياه كه از ستارگان نسل اول تيم‌ملي فوتبال ايران بود مي‌گويد: «در تيم توفان بازي مي‌كردم، با سرباز بازي داشتيم، ديدم يكي از پشت‌سرم مي‌دود و مدام لگد مي‌زند، محمدرضا پهلوي كه در آن زمان وليعهد بود با لگدهايش از عباس سياه مي‌خواست تا توپ را به او بدهد. تنيده‌گر مي‌گفت: يك لحظه خواستم بايستم و اعتراض كنم اما با خودم گفتم: اعتراض كنم كه كسي جواب نمي‌دهد. خودش مي‌گويد: نمي‌توانستم بگويم كه آقا اين بي‌تربيت است؟ آهاي آژان‌ها بياييد اين را بگيريد؟ ناسلامتي شاه مملكت است!»
شاه و برادرانش آغاز كردند!
در سال 1318، محمدرضا پهلوي كه تازه از مدرسه «له‌روزه» سوييس برگشته و با دوستانش حسين فردوست و ارنست پرون هنوز گرم جواني كردن بود، عضو تيم سرباز تهران شد. تيمي كه از وجود فتح‌ا...مين باشيان هم بهره مي‌برد. در همين زمان عليرضا پهلوي برادر 17 ساله شاه (1333 - 1301) عضو تيم مدرسه نظام و همبازي مصطفي مكري، حسن كردستاني و ارتشبد خاتم بود و دو برادر كوچكتر يعني عبدالرضا و غلامرضا پهلوي در تيم خردسالان مدرسه نظام بازي مي‌كردند. اين سه تيم در آن سال در سه رده سني مختلف قهرمان تهران شدند كه اين قهرماني‌ها بدون حضور برادران شاه و خود او كه در آن سال تازه وليعهد بود ممكن نبود.
تباني در انحلال شاهين
شاهين، در سطح مديريت بهره‌مند از اخلاق و منش انگليسي بود اما مردم اين باشگاه را سمبل مبارزه با رژيم مي‌دانستند، چنانچه تماشاگران شاهين هنگام تشويق اين تيم با تفكيك كردن دو هجاي كلمه شاهين، لفظ «شاه - هين» را به كار مي‌بردند. ابزاري كه موجب انحلال اين باشگاه را فراهم آورد، خود‌كامگي‌ها و عدم تمكين برابر رژيم وقت بود. انحلال اين تيم در واقع تباني يك گروه رسانه‌اي (نويسندگان مجله كيهان ورزشي) و يك گروه مديريتي (رييس وقت سازمان ورزش و گروه سياسي زير مجموعه، متشكل از مديران دارايي‌چي بود) در آن سال‌ها، گروهي از مديران سابق تاج مثل ارتشبد خاتم و سرتيپ سرودي از تاج جدا شده و در حفاظت از اعتبار رژيم پهلوي به مخالفت با شاهين برخاستند. آنها در ابتدا مي‌خواستند از بازي ستارگان در اين تيم خودداري كنند، سپس نوبت اختلاف انداختن بين مرحوم اكرامي و مرحوم دهداري شد اما سرانجام خود شاهيني‌ها بهانه را به دست دادند. در روز 16 تير ماه سال 46 شاهين سه بر يك تهرانجوان را برد. جرياناتي ايجاد شد كه شاهين در آن عامل آشوب و بلوا معرفي شد، چند روز بعد تمام دست‌اندركاران ذيل نامه درخواست انحلال شاهين را امضا كردند. ناظم گنجاپور، زننده سه گل روز آخر شاهين مي‌گويد: «با گوش خودم شنيدم كه يكي از بزرگاني كه تازه در همين زمستان سال 87 به رحمت خدا رفت مي‌گفت «خدا را شكر بهانه جور شد. شاهين منحل مي‌شود!»
تباني دهه 30 و 40
در دهه 30 و 40، عاملان بروز تباني معمولا داوراني بودند كه بازي‌ها را آنطور كه از آنها خواسته مي‌شد درمي‌آوردند! بزرگترها شايد به ياد داشته باشند كه يك داور بسيار خوب و با‌اخلاق آن روزها، مرحوم (ا.ت) بازي‌ها را براي برد شاهين سوت مي‌زد، جرياني كه بعدها به نفع پرسپوليس رخ داد (ب.ب) اينگونه براي پرسپوليس كار مي‌كرد اما در اين سال‌ها تباني در ريشه‌دارترين تيم‌هاي پايتخت قابل طرح نبود. آنها آنقدر غيرتمند و متعصب بودند كه خون جلوي چشم‌شان را مي‌گرفت اگر به آنها، ولو به شوخي مي‌گفتي كه «داداش راه بده امروز يك گل بزنيم.»
اتفاق مردود در پروژه 6‌تايي‌ها
«فكر كن من در زمين نبودم، تيمي كه 10 نفره است و 10 ملي‌پوش دارد بايد شش گل از پرسپوليس بخورد؟» اين ادعاي جواد ا...وردي است. همه‌چيز دست به دست هم داد كه او عامل تباني شكست شش بر صفر تاج به پرسپوليس لقب گيرد. البته براي گروهي كه دنبال توجيه اين باخت عجيب بود هيچ سوژه‌اي دم‌دستي‌تر از ا...وردي نبود چرا كه او بعدها به پرسپوليس رفت، اما علت كوچ به پرسپوليس دعوايي بود كه او با «سپهبد خسرواني» رييس باشگاه تاج كرد. وقتي خسرواني مدام فرياد مي‌زد شماها ننگ هستيد خون جلوي چشم جواد را گرفت كه «آهاي آقا، اگر ما ننگ هستيم تو رييس ننگ‌ها هستي، دو سال مثل سگ براي شما بازي كردم، جلوي پرسپوليس با دست شكسته بازي كردم، خوب فوتبال است ديگر!» جواد راست مي‌گفت؛ اگر او سر گل اول و دوم سوتي داد چرا رايكوف او را از زمين بيرون نكشيد؟ يك بازيكن چطور مي‌تواند جلوي شوت 30 متري مرحوم ايرج سليماني (1387 - 1326) به گونه‌اي عكس‌العمل نشان دهد كه توپ به شكلي غير‌طبيعي و با حالتي شك برانگيز روانه دروازه حريف شود؟ تازه ادعاي ا...وردي جالب است كه از آنها كه تا صبح در كافه‌ها بودند و بدنشان نكشيد جلوي همايون بهزادي مصدوم و علي پروين تكنيكي كار كنند بپرسيد چطور شد كه پرسپوليس شش گل به آن استقلال زد!
دهه 50 و 60 دهه فوتبال پاك
درود بر فوتبال دهه 50 و 60 و نيمه اول دهه 70 كه آدم دغل باز نداشت يا حداقل كمتر از امروز داشت. آدم‌هايي كه قلب خودشان را براي مقدسات شرحه شرحه مي‌كنند و پشت در، مقدسات را آتش مي‌كشند. آن‌وقت‌ها كه فوتبال پاك بود، تباني‌ها هم زياد سياه نبود. سال 62 در مسابقات تهران، تهرانجوان در آستانه سقوط بود. قاسم پناهگر، دوست نزديك علي پروين، سرمربي پرسپوليس بود. انتظار عمومي آن بود كه پروين به رفيقش راه بدهد اما او اهل تباني نبود. او به چشم، تباني‌هاي زيادي را ديده بود اما خودش اينكاره نبود. پروين هيچگاه با تباني و سياه‌كاري و فريب بازيكنان و مربيان تيم حريف و اين دست بازي‌ها قهرمان نشد. سهم پروين در تباني‌هاي فوتبال شايد مربوط به دو دوره باشد. يكي در سال 68 كه بعد از مسجل شدن قهرماني پرسپوليس او با تيم بانك تجارت مدارا كرد تا با آنها مساوي كند اتفاقي كه نزديك بود به از دست رفتن توسط پرسپوليس منجر شود. بعد از اين مساوي، استقلال در صورت برد پنج بر صفر برابر گسترش قهرمان تهران مي‌شد. حريفي كه امكان برد دو بر صفر هم برابرش نزديك به صفر بود چه رسد به برد پنج بر صفر! اما استقلال تا دقيقه 75 از حريف چهار بر صفر عقب افتاد. نزديك بود علي پروين چوب مرام خودش را بخورد اما در دقيقه 75 سپهبد تهمتن براي گسترش گل زد و قهرماني براي پروين ماند. در سال 71 و در مسابقات عجيب سوپر‌جام تهران هم وقتي صعود پرسپوليس به ليگ 72 مسجل شد، پروين براي آنكه ذوالفقار‌نسب، دوست سابقش در پرسپوليس كه حالا سرمربي استقلال بود بالا بيايد، با تمام قدرت برابر اين تيم در سوپر‌جام تهران ظاهر نشد و پرسپوليس با اين حريف به تساوي صفر بر صفر رسيد. البته كه هيچ‌كس نمي‌تواند از عمد بودن اين تساوي سندي ارايه دهد و اين پرونده فقط در حد يك شائبه باقي ماند.
نقش مصطفوي
در سال 67، علي پروين به علت اهمال در مديريت پرسپوليس از كار بركنار شد. «عباس وكيل» مدير دولتي اين سال‌ها فكر لازم را براي زندگي پرسپوليس بدون پروين داشت، به همين علت در روز اول پرسپوليس، اين تيم برابر بانك ملي به شكلي مشكوك يك بر صفر برنده شد. تازه گل حريف را هم مدافع خودش زد تا نشان داده شود كه چقدر براي پيشبرد اهداف خاص معنوي توجيه شده است اما در سال 74 هم رييس وقت فدراسيون با توجيه كردن داور فينال جام‌جهاني توضيحات لازم به او را داد كه «امروز بايد تيم آبي برنده ديدار شود!» مصطفوي بعدها خودش اين ادعا را تاييد كرد.
آغاز كار زيرآب‌زن‌ها
در ارديبهشت سال 78، ياران استقلال از تجربه ملي‌پوشان تيم‌ملي در جام‌جهاني براي براندازي ايويچ استفاده كردند تا حجازي را كنار بگذارند. سوتي دادن، دريافت گل و بر باد رفتن آبرو! آنها جلوي تيم سايپا با نمايش بد دو نفر از بازيكنانشان سه بر چهار باختند. بلافاصله، حجازي بركنار شد و يكي از كساني كه بعدها در اتهام تباني سال 82 استقلال تهران و استقلال‌اهواز از نفرات اصلي به شمار مي‌رود، از عناصر تصميم‌گيرنده امور فني در اين تيم شد. حجازي آن مسابقه را كودتايي عليه خود تعبير مي‌كند كه چندين ستاره تيم در آن دست داشتند.
به رنگ سبز
پاس در سال 82 با شكست دادن دو بر سه سپاهان ميزبان نايب قهرمان ليگ شد، در حالي كه ساير رقباي پاس در كورس رقابت‌ها برابر سپاهان در خانه حريف مغلوب شده بودند. پاس بر اين اساس تيم دوم ليگ شد ضمن اينكه تماشاگران فوتبال هم باور نداشته و ندارند كه پاس در شرايط عادي دو بر سه سپاهان را در اصفهان و پنج بر صفر استقلال‌اهواز را در تهران برده تا صاحب يك عنوان قهرماني و يك عنوان نايب قهرماني در عرصه رقباي مورد اشاره شود.
متهم شماره يك
متهم كسي است كه ديگران ادعا دارند كه مرتكب خطايي شده اما هنوز مجرم نيست چون اتهامش ثابت نشده است. مذاكره با ستارگان تيم‌هايي كه حريفان بعدي استقلال هستند تازه رايج نشده است، شايعات موجود تاييد مي‌كند كه در سال‌هاي گذشته اولروم، اشپيتيم آرفي، رامين محرم‌نژاد، ابراهيم توره، ابراهيم تقي‌پور و... مورد توجه و مذاكره قبل از بازي بوده‌اند. داستان شايعه تباني آبي‌ها در اهواز سال 82 هم در همان راستا ثبت شده است. تحت تاثير قرار دادن داوران با ابزار مطبوعاتي، رسانه‌اي و... از ساير اتهاماتي است كه بر قلعه‌نويي وارد مي‌شود.
پاره‌اي از اتهامات دهه 80 فوتبال
1 - پيروزي عجيب و منحصر به فرد شش بر صفر راه‌آهن برابر تيم فوتبال شهيد قندي يزد، با اين ادعاي عجيب از فرزند مرحوم شهيد قندي كه «روح پدرم خاطيان را نمي‌بخشد» همراه شد. شايد به همين دليل بود كه شهيد قندي يزد، بلافاصله در سال بعد سقوط كرد.
2 - پيروزي دو بر يك شيرين‌فراز برابر تراكتور‌سازي در پلي‌آف دسته اول سه سال قبل كه گفته مي‌شود حذف دو مرد تراكتور از جريان بازي با دخالت و تاكيد دو نفر از «ف.ك»ها صورت گرفته است. متوجه باشيد كه همه اينها فقط شنيده‌هاست.
3 - پيروزي سه بر دو پاس برابر سپاهان در سال 82 كه منجر به دوم شدن اين تيم در ليگ شد و برد پنج بر صفر اين تيم برابر استقلال‌اهواز تيمي كه يك هفته قبل دو بر يك استقلال را شكست داده بود از نتايج تقريبا غير‌طبيعي ليگ بوده است. اين نتيجه پاس را در ليگ به عنوان قهرماني رساند.
4 - پيروزي سه بر صفر استقلال برابر پگاه در دور برگشت جام‌حذفي كه مي‌گويند با اغواي سرمربي و بازيكنان پگاه توام بوده است. اين بازي در سال 1387 انجام شد و استقلال تيمي را سه بر صفر برد كه يك ماه قبل برابر همين تيم در تهران چهار بر يك مغلوب شده بود. شايد اين شايعه حاصل يك نگاه بدبينانه باشد. در فوتبال چنين برد و باخت‌هايي طبيعي است.
در بسياري از مواقع جرات گفتنش را نداريم چرا كه قدرت آدم‌هاي تباني‌كار در فوتبال ما آنقدر زياد است كه با همان نسبت كلاه گذاشتن بر سر مردم و عدالت، قدرت ماست‌مالي كردن هم برايشان موجود خواهد بود. يادتان هست كه كميته انضباطي از شكايت پرسپوليس گذشت؟ آنها حاضر شدند به مردم بباورانند كه عمادرضا در ساعت 00:30 بامداد، در حالي با سپاهان قرارداد بسته كه هفت نفر ديگر، زودتر از او در فاصله 12:00 تا 00:30 بامداد يعني ظرف نيم ساعت در دفتر هيات فوتبال استان تهران حاضر شده و با تيم‌هاي مختلف قرارداد بسته‌اند. از مهدي انوري، دبير امروز هيات فوتبال تهران مي‌پرسيم ثبت هر قرارداد در دفتر هيات فوتبال چقدر طول مي‌كشد؟ مي‌گويد حدود 20 دقيقه! آن‌وقت ما اصفهاني‌ها را تحسين مي‌كنيم كه ظرف نيم ساعت آن هم نصفه‌شب، هفت قرارداد را ثبت كرده‌اند. وقتي در اين فوتبال مي‌شود از واقعيت و حق گذشت چه كسي جرات مي‌كند حق بگويد؟ تمام اين داستان‌ها را در كنار شائبه‌هايي كه در اين فصل مطرح شد قرار دهيد، گويي لكه سياه اين شايعات ريشه در تاريخ فوتبال ايران دارد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
نگاهی به گذشته
صفحه اصلی - درباره ما - تماس با ما -آرشیو - سایتهای دیگر - برگزیده صورتک ها - برگزیده کاریکاگل ها - برگزیده پوسترها - گزارش های تصویری
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه ورزشی گل می باشد و هرگونه استفاده غیر قانونی از مطالب سایت پیگرد قانونی خواهد داشت .
Copyright 2006-2008 , www.goaldaily.ir :: (Iranian Goal Newspaper) All rights reserved :: Email : Info@goaldaily.ir