معضلاتي که طي سالهاي گذشته در اعزامهاي پيشکسوتان به مسابقات بي معنا و فاقد مفهومي به نام پيشکسوتان جهان پديد آمده، با چشم پوشي دايمي مسوولين ورزش مواجه شده. همه ساله در دو نوبت، لشکري تحت عنوان تيم ملي پيشکسوتان، پس از پشت سر گذراندن حاشيههاي حيرت آوري که ذيلا درباره اش نوشته ايم، راهي رقابتهاي سمبليکي شده که نشاني از قهرمانان صاحب نام ديروز کشتي دنيا در آن به چشم نمي خورد. انتخاب نفرات اعزامي و نحوه اعزام همواره همه ساله با حاشيهها و جنجالهاي تاسف باري همراه بوده. به ندرت مي?توان درصدي از اين جنجالها را حتي در کشتي نوجوانان نيز مشاهده کرد!مطرح شدن مسائلي مثل کبر سن(بزرگ کردن سن)، استفاده از داروهاي غير مجاز و... همواره در خصوص برخي از عزيزان اعزامي مطرح بوده. امسال هم قبل از اعزام، حسين گلابي که سرمربي تيم ملي کشتي فرنگي بود، در اعتراض به برخي مسائل از همراهي تيم ملي خودداري کرد.
مسابقاتي جنجال ساز و فاقد اهميت
سنگ بناي مسابقات پيشکسوتان جهان را از سال 1991 در کلمبيا، يک قاتل ناقص العقل و ديوانه اي تمام عيار از امريکا به نام جان دوپون گذاشت. جان دوپون هماني است که با شليک گلوله اي به زندگي ديويد شولتز قهرمان کشتي آزاد جهان خاتمه داد! مسابقاتي که نتايج آن، در هيچ يک از خبرگزاريهاي رسمي و غير رسمي کشورهاي ميزبان نيز انعکاس نمي يابد. دريغ از يک وبلاگ غير فارسي که به پوشش نتايج پرداخته باشد. حتي در سايت فيلا نيز هرگز نمي توانيد نتايج اين مسابقات را بيابيد.
و اما در سالهاي نخستين که اين رقابتها برگزار مي شد، در ايران شکايتهاي فراواني به مراجع قضايي صورت گرفت. به اين شرح که از ديد شاکيان پر تعداد پرونده، مسوول مربوطه در فدراسيون کشتي ارقام هنگفتي از مبالغ اخذ شده از پيشکسوتان که بايد هزينه اعزام شان مي شد را بلوکه کرده است! مهندس پرويز عرب دقيقا به خاطر دارد که چقدر اين مسائل در سالهاي مياني دهه 70 حاشيه ساز شده بود و چه انعکاسي در مطبوعات داشت.
مدتي بعد، دامنه جنجالها و آبروريزيها از نحوه انتخاب و اعزام نيز فراتر رفت. به گونه اي که اخبار خوشايندي از محل برپايي مسابقات يا حتي داخل هواپيماها به گوش نمي رسيد! در اين خصوص هم مي توان پاي صحبتهاي محمدرضا طالقاني نشست که گفتنيهاي بسياري دارد. در باب اتفاقات مشمئزکننده اي که طي دورههاي مختلف، برخي چهرههاي مطرح يا گمنام اعزامي در مسابقات مختلف پيشکسوتان جهان اعم از سوئيس، ترکيه، مجارستان، بلغارستان و... رقم زده اند، نقل قولهايي وجود دارد که حتي گوشه اي از آن، براي به پرواز درآوردن مرغ پخته از درون ديگ، کفايت مي کند! اما به دليل در اختيار نداشتن مستندات، هرگز فرصتي براي درج آن وقايع پديد نيامد. اگر نوشته مي شد هم درجا تکذيبش مي کردند. و نماينده کدام رسانه مي توانست برود به کشورهاي مبدا تا در خصوص آن وقايع به تحقيق بپردازد؟!
پايان پرده پوشيها
خوشبختانه اين بار، سايت فدراسيون کشتي پيشگام شده و باب تازه اي درقبال فجايع صورت گرفته در متن و حاشيه مسابقات پيشکسوتان گشوده است. اينک مسوولين ورزش متوجه خواهند شد که همه ساله، گرچه اعلام مي شود پيشکسوتان ايران با مثلا 58 مدال طلا و 39 نقره و 27 برنز به قهرماني مسابقات فوق دست
يافته اند، اما در حاشيه مسابقات، وقايعي رخ مي?دهد که ننگ آن را با طلاي کم بهاي پيشکسوتان که هيچ، با هزار طلاي المپيک نيز نمي توان پاک کرد.
حال مي رسيم به وقايع تاسف باري که در مسابقات امسال پيشکسوتان جهان رخ داده. رخدادهاي تلخ و مشمئز کننده اي که حتي در سايت فدراسيون کشتي نيز بازتاب داشته و اين سايت در يادداشت مفصلي، صراحتا ريخته شدن آبروي کشتي ايران را تاييد کرده است. اين گونه آبروريزيها بسيار شرم آورتر از آبروريزيهايي است که در المپيک پکن رخ داده و کشتي ايران را به جمع کشورهاي درجه دو جهان سوق داده است.
سايت فدراسيون کشتي نوشته است: فدارسيون مترجمي را به اين مسابقات اعزام كرده بود كه تا آخرين روز هم در محل برگزاري اين مسابقات حضور داشت. حالا اين سئوال پيش ميآيد كه حواس برخيها كجا بوده كه نه اعلانات روي تابلو را ديدهاند و نه شش بار اعلان گويندههاي سالن را شنيدهاند؟ و از رفتن روي تشک و انجام مسابقه بازمانده اند؟! اين تازه آغاز ماجراست.
پيشکسوت يا گلادياتور؟
مهم ترين بخش اين فاجعه، زد و خوردهايي است که بين برخي از چهرههاي اعزامي رخ داده است. ضرب و شتمهايي که به نام پيشکسوت و پيشکسوتان رقم خورده است! سايت فدراسيون کشتي مي نويسد: اين اتفاق در پرواز به مسكو و به دنبال آن در فرودگاه امام رخ داد. مسووليت اتفاق مذكور مستقيما به آن شخصي بازمي گردد كه در هواپيما اقدام به برداشتن پنهاني و بياجازه چند قوطي نوشيدني از روي چرخ ميهماندار نمود و بعد هم به دنبال اعتراض شفاهي سرپرست كاروان اعزامي، چون از لحاظ فكري در حالت تعادل قرار نداشت، با وي درگير شد!!!
سرپرست اعزامي در اين باره مي گويد: شخصي كه جزو ليست ما نبود و حتي هدفش از حضور در محل مسابقات هم تنها ديدن مسابقات از نزديك بود، هنگام بازگشت و در پرواز از شهر محل برگزاري به مسكو، چند قوطي نوشيدني را بطور پنهاني از روي چرخ ميهماندار برداشت كه من به خاطر اينكه آبروي ايران در ميان بود و متأسفانه حركت مشابهي چند ساعت قبل از سفر بازگشت از سوي شخص ديگري نيز سر زده بود، با اين حركت برخورد كردم!!! بعد از اين برخورد لفظي از سوي من، اين شخص كه حالت عادي هم نداشت به ناگاه با من درگير شد كه من هم پاسخ درخوري به او دادم!!! كه تمامي كشتيگيران نيز شاهد اين ماجرا بودند. (و البته جمع کثيري از خارجيها نيز بهت زده شاهد زد و خوردها بوده اند)
سوال اصلي اين جاست: اگر شخص مربوطه خارج از ليست بوده، شما چرا احساس کرديد وظيفه داريد با او برخورد کنيد و به زعم خودتان پاسخ درخوري به او بدهيد؟ اگر حرکت زشت ايشان پنهاني و مخفيانه بوده، شما چرا به آشکارسازي آن پرداخته ايد و فردي که به زعم تعادل نداشته را به انجام حرکات غير عادي فراخوانده ايد؟!
ادامه فاجعه
سايت فدراسيون کشتي در ادامه مي نويسد: ميگوييم بله، آبروي كشتي ايران را بردند؛ اما سوال اين جاست كه چه كسي؟ آبروي ايران را آن كساني بردند كه به جاي اين كه طبق قانون مصوب فيلا بابت هر شبانه روز اقامت در هتل، مبلغي را به كميته برگزاري مسابقات بپردازند، از انجام اين كار طفره ميرفتند و بر خلاف قانون فيلا و كشور ميزبان، به طور پنهاني در اتاق سايرين كه اين مبلغ را پرداخته بودند به سر ميبردند. يا بدتر از آن در راهروهاي هتل شب را صبح مي كردند!!!
آبروي ايران را آنهايي بردند كه با يك كارت، پنج يا شش بار به رستوران ميرفتند و در حالي كه به عللي از تعادل ذهني لازم برخوردار نبودند!!! اگر چيزي را مطابق ميل خود نمييافتند، بناي پرخاشگري ميگذاشتند!!! آبروي ايران را آنهايي بردند كه به علت رفتارهاي به دور شئونات اسلامي، وقتي كه تعادل ذهني نداشتند، در جايي مثل هواپيما که البته براي شان فرقي هم نمي كرد كجا، بعد از اين كه به ايشان اعتراض مي شود، دست به نزاع و درگيري ميزدند و...
عجب کارنامه درخشاني!
با عنايت به گزارش دقيق و تکان دهنده سايت فدراسيون کشتي، دستاوردهاي پربار رقابتهاي موسوم به پيشکسوتان جهان را مي توان در عناوين ذيل جستوجو کرد: زدو خورد، بي تعادلي، درگيري، تقلب، پرخاشگري، ورود غير قانوني به رستوران، اقامت غير قانوني در هتل، خوابيدن در راهروي هتل، بي انضباطي در هواپيما، درگيري براي سوار شدن به ميني بوس تيم اعزامي در روسيه، برداشتن پنهاني نوشيدني از ميز مهماندار، نزاع و...
سايت فدراسيون کشتي افزوده است: تقريبا هيچكدام از اين آبرو برها جزء نفرات اعزامي فدراسيون نبودند. البته همه ما بايد بپذيريم که روسها هرگز نمي دانند و اگر بدانند هم فرقي براي شان نخواهد کرد که آبروبرهاي محترم در هتل، در سالن، در هواپيما و...، داخل ليست فدراسيون ما بودهاند يا نبوده اند!
حکايت سيب و صندوق
طبيعتا جمعي از پيشکسوتان عزيز، گلايه خواهند کرد که نبايد سوء رفتار عده اي را به نام همه بنويسيم. همين طور است. هرکسي مسوول و پاسخگوي عملکرد خودش است. اما ناظران خارجي، در اذهان خود اين وقايع تلخ را نه به نام نقي و تقي، بلکه به نام ايران ثبت مي کنند. ماجراهاي تيم ملي پيشکسوتان، بلاتشبيه، مانند حکايت مشهور صندوق پر از سيب است که فقط يک سيب آفت زده مي تواند تمام موجودي صندوق را بي اعتبار کند.